تبلیغات
جوانان عمار - مطالب فرقه های ضاله
جوانان عمار
فدائیان امام خامنه ای
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

جستجو


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی

.



منجی موعود

برای دریافت کد کلیک کنید.

پایگاه اینترنتی كمیل

پاتوق عمارها

پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم

سایت رسمی سربازان اسلام; www.sarbazaneislam.com

مدافعان حرم

ابر برچسب ها

تجمع مردم تبریز مقابل کنسولگری جمهوری آذربایجان در اعتراض به رژه همجنس بازان در باكو

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ، در این تجمع که با حضور اقشار مختلف مردم تبریز از جمله اساتید حوزه و دانشگاه، دانش‌آموزان، دانشجویان همراه بود، شرکت‌کنندگان خواستار مقابله جدی با برگزاری این مسابقات در کشور اسلامی جمهوری آذربایجان شدند.

گفتنی است که سرکنسولگر آذربایجان در تبریز دیروز بعد از اعلام رسانه ای درخواست تجمع مردم تبریز در مقابل کنسولگری این کشور در تبریز با آیت الله مجتهد شبستری دیدار و در تقاضایی عاجزانه از ایشان خواستند که تجمع مردم تبریز را مقابل کنسولگری لغو نماید که آیت الله مجتهد شبستری در پاسخ ایشان افزودند: زمانی که مردم دیندار تبریز احساس کردند که رژه هم جنس بازان در حاشیه مسابقات یوروویژن در جمهوری آذربایجان تدارک دیده شده است ابراز تاسف کرده و درخواست برگزاری تظاهرات کردند که بنده ابتدا مخالفت کردم و به یک تذکر در نماز جمعه بسنده نمودم و اعلام کردیم اگر به این تذکر ترتیب اثر داده نشود با تجمع و تظاهرات موافقت خواهیم کرد که متاسفانه پس از آن تذکر اخبار موثقی مبنی بر آمادگی دولت باکو جهت برگزاری یورویژن منتشر شده است و ما بر اساس تکلیف شرعی با خواست مردم موافقت نمودیم و الان نیز چنانچه تا عصر امروز دولت شما طی بیانیه رسمی عدم برگزاری رژه همجنس بازان را تائید نماید ما از مردم می خواهیم تجمع ننمایند.

مسابقات یوروویژن 2012 قرار است در مورخه 2 خرداد ماه به مدت 4 روز در ورزشگاه کریستال باکو که دولت برای تجهیز و آماده سازی آن برای اجرای مسابقات 850 میلیارد تومان هزینه نموده برگزار شود.

طبق پیش بینی های انجام شده؛ حدود 2000 نفر از هم جنس بازان در حاشیه این مسابقات در خیابانهای باکو رژه خواهند رفت که این امر اعتراض شدید مردم مسلمان آذربایجان و برخی کشورهای منطقه را برانگیخته و مردم خواستار لغو آن از سوی دولت شده اند که خیزش عمومی 23 آوریل اوج حرکتهای مردمی علیه این اقدام دور از شان مردم آذربایجان بود.

گفتنی است، طی ماه های اخیر سیاست های ضداسلامی دولت باکو تنها در تخریب مساجد، ممنوعیت حجاب، عدم ورود مبلغان دینی تحصیل کرده در ایران، دستگیری و محاکمه فعالان دینی و همچنین ضرب و شتم معترضان به قانون ممنوعیت حجاب در این کشور خلاصه نشده و ماه آینده قرار است مسابقات رقص و آواز یوروویژن در این کشور برگزار شود

برچسب ها : آذربایجان ,  همجنس بازان ,  رژه همجنس بازان , 

موضوع : فرقه های ضاله , 
ارسال شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ساعت 10:16 ب.ظ توسط بسیحی مجازی
به گزارش شیعه آنلاین، چندی پیش خبری منتشر کردیم تحت عنوان «عربستان سعودی 8 ایرانی را اعدام کرد». بلافاصله پس از انتشار آن خبر، «علی اکبر صالحی» وزیر امور خارجه کشورمان ضمن تکذیب اجرا شدن حکم اعدام این هموطنانمان، اعلام کرد که با «سعود الفیصل» وزیر امور خارجه سعودی تماس گرفته و اجرای حکم به تعویق افتاده است.

اکنون قصد داریم عکس های 4 تن از مجموع 8 ایرانی اعدام شده به همراه یک عکس از لوازم شخصی یکی از این ایرانیان که به دست ما رسیده را منتشر کنیم. این عکس ها مربوط به درون زندان "دمام" در شرق عربستان سعودی است.

در همین حال لازم به ذکر است فایل صوتی یکی از محکومان به اعدام که در عربستان به سر می برد، برای خبرنگار ما ارسال شده، که در صورت نیاز در اختیار مسئولان ذیربط کشورمان قرار خواهد گرفت.

مرحوم قاسم رضوی


مرحوم سعید عطار


مرحوم شاکر علوانی


صباح
عاشور حلاقی


لوازم شخصی مرحوم "شاکر علوانی"



موضوع : فرقه های ضاله , 
ارسال شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ساعت 09:57 ب.ظ توسط بسیحی مجازی
با گذشت تنها ۷ روز از ماه جدید میلادی، ۱۰ شهروند شیعه در پاکستان به شهادت رسیده و بیش از ۵ نفر حملات تروریستی جان به در برده ولی زخمی شده‏ اند؛ که در فجیع‏ترین آنها، یک مستبصر پاکستانی به دست وهابیون شکنجه شد و جنایتکاران وهابی بدن وی را میخکوبی کردند!

به گزارش اسلام پرس به نقل از ابنا،در تعرضی فجیع، یک مستبصر پاکستانی ربوده و بشدت شکنجه شد و جنایتکاران وهابی بدن وی را میخکوبی کردند!

«مولانا ذوالفقار» روحانی اهل سنت که چند ماه قبل به مذهب تشیع مشرف شده بود ۸ روز پیش از “اتوبان راولپندی” ربوده شده بود، نیمه های شب گذشته در کنار رود “ندی پور” واقع در “گجرانواله” پیدا شد؛ در حالی که بر تمام نقاط بدن وی میخ کوفته شده بود.

پپکر شکنجه شده این روحانی به بیمارستان منقل شد و وی پس از به هوش آمدن فاش کرد که به وسیله تروریست‏های تکفیری ربوده و به دست آنان ـ به سرپرستی یک مولانا وهابی ـ شکنجه شده است.

مولوی وهابی هم اکنون دستگیر شده و تحت بازجویی قرار دارد.

حمله به ۴ شیعه پاراچناری

همچنین بعدازظهر دیروز ۱۷ اردیبهشت ماه به وسیله نقلیه ای که از شهر شیعه‏ نشین “پاراچنار” به “پیشاور” می‏رفت در نزدیکی منطقه “صده” در محله “سخی احمد شاه” مورد حمله واقع شد که طی آن ۴ تن زخمی شده و به بیمارستان منتقل شدند. در این تهاجم ۳ زن و تعدادی کودک نیز مورد حمله قرار گرفتند.

شیعیان پاکستان معتقدند، دولت پاکستان در تقویت و گسترش امنیت جاده‎ها و مناطق شیعیه نشین ناتوان است و تا کنون اقداماتی بازدارنده برای مقابله با گروههای تروریستی انجام نداده است.

شهادت یک شیعه در کویته

ساعتی بعد در “مستونگ” کویته، مغازه مکانیکی یک شیعه واقع بر خیابان “سبی” مورد حمله قرار گرفت و «آقای محمد علی مالک» صاحب این محل به شهادت رسید.

شایان ذکر است که با گذشت تنها ۷ روز از ماه جدید میلادی، ۱۰ شهروند شیعه در پاکستان به شهادت رسیده و بیش از ۵ نفر نیز از حملات تروریستی جان به در برده ولی زخمی شده ‏اند.



برچسب ها : شیعه ,  شکنجه , 

موضوع : فرقه های ضاله , 
ارسال شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ساعت 09:55 ب.ظ توسط بسیحی مجازی
یک شیعه دیگر توسط تروریست‏های سپاه صحابه در کراچی پاکستان مورد حمله قرار گرفت و به شهادت رسید.

به گزارش اسلام پرس، «میرزا سرفراز»( ۳۵ ساله) فرزند «میر احمد علی» بعد از ظهر روز گذشته ـ ۱۹ اردیبهشت ماه ـ در شهرک “اورنگی” کراچی پاکستان مورد حمله تروریست‏های سپاه صحابه قرار گرفت و به شهادت رسید.

براساس این گزارش، در حالی که مراسم تدفین این شهید در حسینیه رضویه کراچی در حال برگزاری بود جمعی از عوامل گروهی با عنوان “ایم.کیو.ایم” به این مراسم و به جنازه شهید میرزا سرفراز حمله کردند  که در نتیجه این حمله «همایون»، یک جوان شیعه،به شدت زخمی شد.

همایون جهت مداوا به بیمارستان منتقل شد. این در حالی است که پلیس در قبال این حمله هیچ عکس العملی نشان نداد.

پس از این حادثه عده‎ای به محله “حسن کالونی” کراچی ریختند و ضمن سر دادن شعارهای ضد شیعه،همزمان شعارهایی علیه ایران بر روی دیوارها نوشتند.

خبر دیگر از پاکستان حاکی از آن است که روز گذشته نیروهای امنیتی پاکستان به منزل «شهید شهید سید شاهد حسین زیدی» حمله کردند و دو برادر این شهید را بدون ارائه توضیحی با خود بردند.هنوز از وضعیت سلامتی این دو نفر خبری منتشر نشده است.

گفتنی است شهید سید شاهد حسین زیدی ۱۱ ماه قبل (۲۶ خرداد ۱۳۹۰) در کراچی توسط عوامل سپاه صحابه به شهادت رسیده بود.

منبع:ابنا



برچسب ها : شیعه ,  شیعیان پاکستان ,  وهابیت , 

موضوع : فرقه های ضاله , 
ارسال شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 ساعت 08:33 ب.ظ توسط بسیحی مجازی

اعطای نشان SIR از سوی حکومت انگلیس به عبدالبهاء

همان طور که در عکس زیر مشاهده می کنید حکومت استعمارگر انگلیس به پاس سالها وطن فروشی وتفرقه افکنی به عبدالبهاء(مدعی دروغین پیامبری) لقب SIR اهدا می کند. به راستی کدامین پیامبر الهی را در طول تاریخ سراغ داریم که از سوی حکومتهای جبار و استعمارگر زمان خود مورد پشتیبانی و تقدیر و تشکر قرار بگیرد آنگونه که عبدالبهاء(عباس افندی) مورد تقدیر حکومت استعمارگر انگلستان قرار گرفت؟!


  

                  

آیینها و باورهاى بهائیان


نوشته هاى سید على محمد باب ، میرزا حسینعلى بهاء الله و عبد البهاء، تا حدى نیز شوقى افندى ربانى ، از نظر بهائیان مقدس است ، اما کتب باب عموما در دسترس بهائیان قرار نمى گیرد، دلیل آن این است که بهائیان از حقایق اعتقادات خود آگاه نگردندبه همین دلیل بیت العدل مانع چاپ وانشار کتب باب می گردد، و دو کتاب اقدس و ایقان میرزا حسینعلى نورى در نزد آنان از اهمیت خاصى برخوردار است . تقویم شمسى بهائى از نوروز آغاز گشته به نوزده ماه ، در هر ماه به نوزده روز تقسیم مى شود و چهار روز ،در سالهاى کبیسه پنج روز، باقیمانده ایام شکرگزارى و جشن تعیین شده است . بهائیان موظف به نماز روزانه و روزه به مدت نوزده روز در آخرین ماه سال و زیارت یکى از اماکن مقدسه ایشان ، شامل منزل سید على محمد باب در شیراز و منزل میرزا حسینعلى نورى در بغداد هستند.
بهائیان همچنین به حضور در ضیافات موظف اند که هر نوزده روز یک بار تشکیل مى گردد.   آیین بهایى از ابتداى پیدایش در میان مسلمانان به عنوان یک انحراف اعتقادى ،فرقه ضاله ، شناخته شد. ادعاى بابیت و سپس قائمیت و مهدویت توسط سید على محمد باب با توجه به احادیث قطعى پذیزفته نبود. ویژگیهاى مهدى موعود،عج، در احادیث اسلامى به گونه اى تبیین شده که راه هر گونه ادعاى بیجا را بسته است . در احادیث ادعاى بابیت امام غایب به شدت محکوم شده است . ادعاى دین جدید توسط باب و بهاء الله با اعتقاد به خاتمیت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله که توسط همه مسلمانان پذیرفته شده است ، سازگار نبود. از این رو على رغم تبلیغات گسترده ، بهائیان در میان مسلمانان و شیعیان جایگاهى نیافتند.
تاریخ پر حادثه رهبران بهائى ، نادرست درآمدن پیشگویى هاى آنان و منازعات دور از ادب از یکسو و حمایتهاى دولتهاى استعمارى در مواضع مختلف از سران بهایى و بویژه همراهى آنان با دولت اسرائیل از سوى دیگر، زمینه فعالیت در کشورهاى اسلامى ، خصوصا ایران ، را از بهائیان گرفت . مؤلفان بسیارى در نقد این آیین کتاب نوشتند. علماى حوزه هاى علمیه شیعه و دانشگاه الازهر و مفتیان بلاد اسلامى جدا بودن این فرقه از امت اسلامى را اعلام داشتند و آنان را مخالفان ضروریات اسلام معرفى کردند. بازگشت برخى مقامات و مبلغان بهائى از این آیین و افشاى مسائل درونى این فرقه ، نیز عامل مهم فاصله گرفتن مسمانان از این آیین بوده است .
!! نوشته شده توسط بیان | 3:59 PM | یکشنبه 21 آبان ماه سال 1385 نظرات (13)

مذهب ساخته استعمار

ایجاد ادیان و فرق ساختگی یکی از ترفندهای مرسوم دول استعمارگر برای به انحراف کشیدن جریان صحیح دینداری بوده است. در حقیقت هدف کلی این بوده که فرق دست ساز در نهایت جایگزین ادیان الهی شده ویا حداقل چهره ادیان الهی را مشوش سازند. در حوزه یهودیت و مسیحیت این امر تا حد زیادی موفقیت آمیز بوده و ما امروز شاهد گروهها و فرقه های مختلفی هستیم که با آدابی عجیب و مناسکی غریب تر عده ای را به گرد خویش جمع کرده و ادعای سعادت و رستگاری برای آنان دارند.
در مقوله مهدویت نیز قریب یکصدو پنجاه سال پیش با کمک و هدایت استعمار انگلیس، گروه دست سازی با نام و عنوان بابیت و آیین بهایی در کشور ما شکل گرفت و طبق بررسی های به عمل آمده و اعلام محققان و صاحبنظران تاریخی، جهت گیری کلی بهائیت جداسازی ملت ایران از مراجع تقلید (که در عقاید شیعه، نواب امام زمان(عج) تلقی می شوند) و مشغول کردن آنان به مکتبی ساخته بشربود. مکتبی که جنبه های غیر عقلانی آن بر جنبه های عقلانیش فزونی داشت و بتدریج از صحنه های زندگی اجتماعی و سیاسی خارج می شد و در نهایت گرایش به این ایدئولوژی موجب جدا شدن مردم از دین و دینداری گردید و پیوستن به مکاتب غیر دینی را تسهیل می نمود. با ذکر این مقدمات وارد بحث اصلی شده و با تاریخچه شکل گیری این فرقه ساختگی بیشتر آشنا می شویم:

پیدایش فرقه بابیه:

سید علی محمد شیرازی، ملقب به باب از آغاز جوانی به عبادت طولانی و رازونیازهای غیرعادی که با قرائت ادعیه و زیارات مذهبی همراه بود مشغول بود. او در ابتدای نوجوانی به فراگیری علوم ابتدایی مشغول گردید، ادبیات فارسی و عربی را در سطح بسیار پایینی فرا گرفت و در سلک طلاب علوم دینی درآمد. ریاضت و گوشه گیری و چله نشینی رویه او بود. اندکی بعد درس و بحث را رها کرد و به دایی اش در بوشهر پیوست تا به امور تجارت و منشیگری بپردازد.
بر اساس پژوهشهای صورت گرفته پیوندهای اولیه علی محمد باب و پیروان او با کانون های معینی تأکید دارد که شبکه ای از خاندان قدرتمند و ثروتمند یهودی در زمره شرکای اصلی آن بودند.پس ازحضور پنج ساله علی محمد باب در تجارتخانه دایی اش در بوشهر و ارتباط با کمپانی های یهودی و انگلیسی مستقر در این بندر و کارگزاران ایشان بود که وی در سال 1260ق دعوی خود را اعلام کرد و با حمایت کانونهای متنفذ و مرموزی به سرعت شهرت یافت. دوران اقامت باب در بوشهر مقارن است با سالهای اولیه کمپانیهای ساسون (متعلق به سران یهودیان بغداد) در بوشهر و بمبئی. (ساسون ها در دهه های بعد به امپراطوران تجاری شرق بدل شدند و در زمره دوستان خاندان سلطنتی بریتانیا جای گرفتند).
پس از کشف ادعای باب در بوشهر، نزدیکان او این وضعیت را ناشی از هوای گرم بوشهر دانستند که ذهن باب را پریشان ساخته است. از اینرو برای تغییر روحیه او را به عتبات عالیات در عراق فرستادند ولی در آنجا در مسلک شاگردان سید کاظم رشتی (جانشین شیخ محمد احسایی، رئیس فرقه شیخیه) درآمد و تحت تأثیر او بود. البته بعدها طرفداران باب بر این اصرار می کردند که او در محضر کسی درس نیاموخته و علم او لدنی و الهامی است و خود او امی بوده و بدین وسیله سعی داشتند به لاطائلات او رنگ و حیاتی ببخشند. خود باب به شاگردی سید رشتی اعتراف کرده و در مدت اقامت نزد وی به شدت تحت تأثیر سخنان او بوده است . در اینجا لازم است نکته ای را متذکر شویم و آن دانش مذهبی بسیار سطحی و ابتدایی علی محمد باب است. این واقعیت را با مطالعه کتاب «بیان» او به درستی می توان یافت. اقوال و آثار منتسب به علی محمد باب مونتاژی است از الفاظ و ادعیه شیعه امامیه و برخی اصطلاحات عرفانی شیخیه که بر آنها پسوند و پیشوندهای الف و لام دار افزوده شده. در کتاب بیان و یا دیگر ادعیه و متون منتسب به او حتی یک جمله عربی سالم و صحیح که با ادبیات کلاسیک و متون درسی یا عقیدتی حوزه های علمیه شیعه فراهم آمده باشد نمی توان یافت.
باب در حدود سن 24 سالگی ادعای بابیت کرد و اندکی بعد مدعی مهدویت شد. بر اثر غائله او و فشار علما به حاکم فارس او دستگیر و به شیراز گسیل شد. پس از مدتی وی به تهران اعزام شد. محمدشاه قاجار که از وجود او در تهران بیمناک بود او را از تهران به ماکو فرستاد تا در قلعه ای زندانی گردد. پس از به سلطنت رسیدن ناصر الدین شاه در سال 1266ق علماء تبریز باب را به حضور پذیرفتند تا بدانند این بچه طلبه کیست و چه می گوید. ابهت علمی علما و هیبت و جلالشان باب را سخت به وحشت انداخت و از پاسخ به سئوالات ابتدایی صرف و نحو آنان عاجز ماند و شروع به توبه و استغفار نمود. پس از آن باب در قلعه چهریق زندانی بود و پیروان او در گوشه و کنار با نیروهای دولتی درگیر بودند. نهایتا تصمیم بر این شد که علی محمد باب، به دلیل ادعاهای دروغین خود و نیز آشوبهایی که پیروان او در نقاط مختلف بر پا می داشتند اعدام شود و بدینسان وی در 27 شعبان 1266 در میدان عمومی تبریز به فرمان امیرکبیر(سیاستمدار شایسته وبالیاقت تاریخ ایران) تیرباران شد و پرونده حیات این مدعی دروغین بسته شد.
پس از باب، میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل (1266-1330) جانشین وی شد. او به اتفاق برادرش میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله و عده ای از بابیان به عراق تبعید شدند. در عراق مابین آن دو برادر بر سر جانشینی اختلاف افتاد و پیروانشان نیز به نزاع پرداختند . عراق که تحت الحمایه دولت عثمانی بود، نتوانست آنها را نگاه دارد، از اینرو خلیفه عثمانی این دو برادر را به قبرس و فلسطین تبعید کرد. صبح ازل در قبرس و بهاءالله در عکا در فلسطین مستقر شدند.

بابیان به طرفداری صبح ازل پرداختند و ازلی نام یافتند . بهائیان پیرو بهاءالله گردیدند و بهائی نام گرفتند. در ابتدا بهائیان به ازلیان حمله کردند و آنان را کافر و مرتد می دانستند. این اختلافات علنی بود ولی بعدها رهبران این دو فرقه ساختگی صلاح دیدند که آشکارا چیزی بر زبان نرانند.
میرزاحسنعلی نوری فرزند نوری مازندرانی در سال 1233ق در تهران متولد شد. او از کسانی بود که به باب پیوست و از یاران وی شد.وی که معروف به  بهاءالله است مورد حمایت شدید سفارت روسیه در ایران بود. در تاریخ بهائیت هم آمده که سفیر روس به صدراعظم ایران هشدار داد که باید مسئول حفظ جان بهاءالله باشد. میرزا حسینعلی نوری به مراتب با سوادتر از علی محمد باب بود و انتظار داشت که جانشین باب شود، اما صبح ازل مورد توجه باب بود و به جانشینی برگزیده شد. رقابت بین دو برادر به نزاع کشیده شد و به دشمنی و عناد و انشعاب انجامید. در آغاز اکثریت را ازلیان تشکیل می دادند ولی تدابیر بهاءالله موجب شد تا ازلیان در اقلیت قرار بگیرند و به تدریج رو به انقراض نهند. در سال 1330ق که صبح ازل در قبرس درگذشت، ازلیان که تعداد اندکی بودند به فراموشی سپرده شدند.بهاءالله نیز در سن 76 سالگی در سال 1309ق در عکا در فلسطین اشغالی درگذشت.
پس از او فرزندش میرزاعباس نوری خود را ملقب به عبدالبهاء کرد و جانشینی پدر را به عهده گرفت. او پیروان خود را عباسیان حقیقی و موحد قلمداد کرد و با حمایت دولت انگلیس آزادی عمل فراوانی یافت. عبدالبهاء از دولت وقت انگلستان لقب «سِر» دریافت نمود و تا آخر عمر به آن مفتخر بود. پس از مرگ عباس افندی یا همان عبدالبهاء، شوقی افندی ربانی راه باطل و گمراهی آفرین او را تداوم بخشید و در تقویت و گسترش مذهب استعمارساخته بهائی از هیچ تلاش و فعالیتی دریغ نورزید. از آنجاکه عباس افندی به هنگام مرگ پسر نداشت تا او را به پیشوایی و رهبری بعد از خود بگمارد به همین دلیل برای رهبری بهائیت چاره ای دیگر اندیشید که عبارت بود از بنیان نهادن سلسله ولایت امرالله بر اساس آنچه عباس افندی تحت عنوان الواح وصایا از خود باقی گذاشت. ولی امرها باید پی در پی و یکی پس از دیگری زمام رهبری و ریاست را عهده بگیرند و هر کدام از آنها باید جانشین بعد از خود را تعیین کند. شوقی افندی بهائیت را به صورت یک تشکیلات حزبی، محافل منتخب محلی و ملی و شرکتهای تجاری قوام بخشید و در گسترش آن به شدت کوشید. بر اساس نظام کنترل اجتماعی تثبیت شده در این تشکیلات هرکس که بر خلاف نظر و تمایل شوقی افندی عمل می کرد ابتدا از تشکیلات تحت عنوان قلمرو اداری اخراج می شد و سپس از جامعه تحت عنوان قلمرو روحانی رانده و منفور می گردید و بدین وسیله مجازات می شد.
در دوران حیات شوقی افندی و پس از تشکیل اسرائیل با همراهی انگلستان فرقه بهائیت به دلیل سرسختی و عداوت علیه اسلام و قرآن مورد توجه و نظر خاص اسرائیل قرار گرفت و اموال آنان تحت حمایت در آمد و از مالیات معاف شد. شوقی افندی هم به سرسپردگی و خدمت خالصانه برای اسرائیل همت گماشت و هم او بود که برای اولین بار نام ارض اقدس و شرق الاذکار را برای بزرگداشت اسرائیل استفاده نمود و با یهودیان و صهیونیستها در اوج احترام و بزرگداشت بود و این درحالی بود که بر اساس تعالیم ساخت استعمار، عباسیان مال و جان و ناموس مسلمانان را مباح اعلام می نمودند و به شکنجه و سپس شهادت آنان می پرداختند. سرانجام شوقی افندی در سال 1336ق در لندن پایتخت انگلستان درگذشت ودر همانجا مدفون شد.
پس از مرگ شوقی افندی چند دستگی و نزاع در میان عناصر اصلی بهائیت شدت گرفت و بر سر جانشینی و رهبری این مذهب به اختلاف و کشمکش روی آوردند. گروهی از عباسیان، زن آمریکایی شوقی افندی به نام «روحیه ماکسول» را به رهبری انتخاب کردند، گروه دیگر «چارلز میسن ریمی» را برگزیدند و گروه سوم به سمائی ها معروف هستند. اما نکته اساسی اینجاست که گروههای انشعابی بهائیت با وجود اختلافات فرقه ای با یکدیگر در اصول و مبانی و تعلیم بهائیت و اهداف و مأموریتهای سیاسی و استعماری و سرسپردگی برای کشورهای غربی همچون انگلیس و آمریکا و اسرائیل، مشترک و متحد عمل می کنند.
اکنون مرکز اصلی بهائیان بیت العدل است که دربندرحیفا در فلسطین اشغالی قرار دارد. این مرکز در دامنه کوه کرمل قرار دارد و متشکل از یک هیئت 9 نفره است که هر 5 سال یکبار انتخاب می شوند وتحت حمایت های گسترده مالی وسیاسی اسرائیل وانگلیس قرار دارند وبه تصمیم گیری درباره چگونگی گسترش بهائیت می پردازند.
 



برچسب ها : بهاییت ,  فرقه ی ضاله ,  ساخته دست استعمار , 

موضوع : فرقه های ضاله , 
ارسال شده در دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 ساعت 11:35 ق.ظ توسط بسیحی مجازی






 

 



برچسب ها : فنگ شویی ,  فرقه ضاله , 

موضوع : فرقه های ضاله , 
ارسال شده در دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 ساعت 11:34 ق.ظ توسط بسیحی مجازی
هنگامی كه نامی از «تهاجم فرهنگی» برده می‌شود، عده‌ای بی‌جهت موضع می‌گیرند، ولی باور كنیم یك مجسمه ساده بودا، صدف مارپیج، وزغ سه پا به شكل سربازان این تهاجم در یونیفرم قدرت نرم فنگ‌شویی باورهای ما را هدف قرار داده‌اند.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، شاید از هنگامی كه بشر در قرن 21 خود را از مبانی اصیل الهی دور كرد و با پیشرفت روز افزون علم از معنویت فاصله گرفت و به مرز افسردگی رسید، بر آن شد كه به دنبال معنویتی برود كه ساخته خود او باشد تا در پس آن، دنیای ایده‌آل را جست‌وجو كرده و به خوشبختی مورد انتظار خود دست یابد.
در محیط پیرامون ما گاه شنیده می‌شود كه برخی افراد به دنبال خوشبختی خیالی خود به سمت عرفان‌های خوش‌ آب و رنگ اما پوچ كشیده می‌شوند. «فنگ‌شویی» نیز یكی از مواردی است كه در ایران طی چندین سال فعالیت، توانسته علاقه‌مندان را به سوی خود جذب كند، اما اینكه درستی و نادرستی فنگ‌شویی تا چه میزان است، بررسی بیشتری را می‌طلبد كه در این گزارش آن را پیگیری می‌كنیم.

* فنگ‌شویی؛ خرافه یا واقعیت؟

در تعریف فنگ‌شویی آورده‌اند؛ به معنای باد و آب است، یك فلسفه و فن باستانی در چین است و برای پیدا كردن دكوراسیون مناسب و چیدمان درست اشیا در ساختمان‌های مسكونی، تجاری، باغ و غیره استفاده می‌شود تا بهترین اثر را بر سلامتی، شادی، موفقیت، هماهنگی و به طور كلی انرژی مثبت چی داشته باشد. مهم‌ترین چیزهایی كه باید رعایت كرد، پرهیز از بی‌نظمی و هرگونه انباشتگی، استفاده از رنگ‌های مناسب، خطوط منحنی، در نظر گرفتن جهت‌های مناسب است، البته امروزه به طور رسمی در چین آن را خرافات می‌دانند.
هنگامی كه به برخی فروشگاهای عرضه محصولات فنگ‌شویی مراجعه می‌كنیم، با این جملات روبه‌رو می‌شویم: این اجناس باعث آمدن بركت به خانه شما می‌شود، این نشان‌ها می‌تواند، رابطه شما را با همسرتان بهتر كند، این مجسمه شب‌ها روح خود را در اتاق به حركت در می‌آورد و انرژی‌ آن را عوض می‌كند، اینكه چقدر یك مجسمه و یا نماد می‌تواند، با خود این ره‌آورد را به ارمغان بیاورد، سوالی است كه شاید ذهن بسیاری را با خود مشغول كرده است.

برای بررسی اینكه چه مقدار از نشان‌ها و نمادهای فنگ‌شویی در بازار وجود دارد، به برخی از فروشگاه‌های مجسمه‌فروشی سر می‌زنیم.

خانم فروشنده‌ای كه سرتاسر مغازه‌اش با انواع و اقسام مجسمه پر شده است و در میان آنها مجسمه بودا و قورباغه سه پا نیز به چشم می‌خورد، در پاسخ به این كه آیا مجسمه فنگ‌شویی را در مغازه دارید، با حالتی تعجب گونه بیان می‌كند: فنگ‌شویی چیست؟ مرد جوانی هم كه خبری از نمادهای فنگ‌شویی در مغازه‌اش نیست،‌ انگار برای نخستین بار این واژه را می‌شنود و می‌پرسد: چه جور مجسمه‌ای است؟
سرانجام در یكی از نقاط شمالی شهر مغازه‌ای را یافتم كه به طور فروش عمده نشان‌ها و مجسمه‌های فنگ‌شویی را به فروش می‌رساند. خانم «م ـ ف» درباره فعالیتش‌ می‌گوید: حدود 25 سال است كه در كار فروش وسایل فنگ‌شویی هستم و مردم به خوبی از این نمادها استقبال می‌كنند. بیشتر مشتری‌هایم را نیز خانم‌ها تشكیل می‌دهند. وقتی از او درباره میزان اعتقادش به فنگ‌شویی سؤال می‌شود در پاسخ می‌گوید: اعتقادی به فنگ‌شویی ندارم و خرافه‌ای بیش نیست!

خانم میانسالی به نام زهره ـ‌ الف كه برای خرید در مغازه حضور داشت در پاسخ به این پرسش كه چرا از مجسمه فنگ‌شویی استفاده می‌كنید، می‌گوید: اصلاً نمی‌دانم فنگ‌شویی چیست، من فقط برای زیبایی این مجسمه را خریده‌ام.
به مؤسسه دیگر كه زنگ می‌زنم، منشی تا زمانی كه خیالش از بابت معرف آسوده نمی‌شود، پاسخ نمی‌‌دهد. از او می‌خواهم اندكی از فنگ‌شویی بگوید، منشی با كمی مكث می‌گوید: «علمی است كه درباره چگونگی چیدمان لوازم منزل صحبت می‌كند». منتظر ماندم بیشتر توضیح دهد، ولی انگار چیز بیشتری نمی‌دانست، از او درباره سطح علمی استاد پرسیدم، فوری جواب می‌دهد: «استاد دارای مدرك دكترای روانشناسی هستند؛ البته در حال حاضر ایران نیستند!».

این درحالی است كه در سطح تهران و شهرستان‌ها كلاس‌های فنگ‌شویی در سطح گسترده برگزار می‌شود و برخی از مسئولان برگزاری كلاس‌ها با اعلام اینكه دارای مجوز هستند، فقط از افرادی كه توسط آشناها معرفی شوند، ثبت‌نام می‌كنند.

اما به‌راستی در فنگ‌شویی چه چیزی مطرح است كه اینچنین افراد را مجذوب خود كرده؟ فروش انواع و اقسام نمادهای آن در بازار، تشكیل كلاس‌ها و تبلیغ فنگ‌شویی در موتورهای جست‌وجو با 95هزار و 100 مورد، برای چیست؟ آیا به‌راستی مردم بهشت گمشده خویش را یافته‌اند؟ آیا دنبال منجی می‌گردند؟
برای درك بهتر موضوع مناسب است با برخی از نمادهای فنگ‌شویی آشنا شویم.

* آشنایی با نمادهای فنگ‌شویی

در فنگ‌شویی در خصوص نشان دادن نحوه درست تقسیم انرژی از این نمادها استفاده می‌كنند كه عبارتند از: «اژدها» سمبل انرژی «ینگ» و نشانه عنصر چوب و فصل بهار است و انرژی آن در سمت شرق یا سمت راست بنا قرار می‌گیرد. در مقابل اژدها، «ببر» دارای انرژی «یین» است و نشانه عنصر فلز. «لاك‌پشت» نیز نشان ثبات و استحكام قسمت پشتی زمین و بناست. «ققنوس سرخ» نیز در مقابل لاك‌پشت، حیوانی افسانه‌ای بسیار فعال و همیشه در حال حركت و پرواز، به عنوان سمبل آسایش مادی در زندگی است.
دیگر سمبل‌های فنگ‌شویی عبارتند از؛
درنا: سمبل عمر طولانی است، تصویر یا مجسمه آن در سمت غرب یا شرق قرار داده‌ می‌شود.
اردك مندارین: نوعی اردك رسمی چینی است، این اردك نشانه‌ای از شادی و خوشبختی در زندگی زناشویی است، نیروی «چی» ایجاد می‌كند كه باعث می‌شود زوجین از پس هر مشكلی بر بیایند. برای این منظور باید دو عدد اردك را در گوشه شمال غربی خانه قرار داد یا در دورترین قسمت راست سالن پذیرایی‌ یا اتاق خواب‌ تا «چی» ازدواج و عشق را فعال كند.
نماد دو ماهی: نشانه دور كردن نیروهای شیطانی است و برای دفع بلا یا چشم زخم مورد استفاده قرار می‌گیرد، معمولاً آن را مقابل در ورودی نصب می‌كنند.

نیلوفر آبی یا لتوس: گیاه مقدس هندوهاست، اعتقاد بر اینكه داشتن آن در منزل بخت خوبی را به ارمغان می‌آورد.
ل صدتومانی یا پونی: نشانه اقبال بلند خصوصاً برای دختران دم بخت است.
پرتقال: مركبات مخصوصاً پرتقال و لیمو سمبل طلا، پول و فراوانی هستند.
هلو: سمبل عمر طولانی و توام با سلامتی است.
اركیده: سبل خوش‌اقبالی است.
انار: نشانه فرزندان متعدد است.
صدف مارپیچ: نشانه اقبال بلند در سفر است، آن را در اتاق نشیمن قرار می‌دهند.
خمره: به عنوان آرام كننده جریان چی در قسمت‌های مختلف به خصوص نزدیك در ورودی استفاده می‌شود.
بادبزن: سمبل محافظت از خانه و دارایی است.
وزغ سه پا: سمبل بركت و ثروت است.
كریستال كوارتز صورتی: بهترین سمبل عشق و ازدواج در فنگ‌شویی است.
در میان انواع نمادها با مجسمه‌هایی چون سكه‌های چینی، سگ‌های فو، بادزنگ، اژدرلاك پشت، چی لین (اژدر اسب)، پاگودا (برج دانش)، گاو آرزو، صدف حلزون، بودای خندان، فیل، ماهی آروانا، كشتی بازرگانان، گلدان ثروت، نعل اسب، آینه جادو (پاكوا)، كدو قلیانی، پی یائو، گره اسرار‌آمیز و غیره روبه‌رو می‌شوید.
* فنگ‌شویی با شاخصه‌های علمی فاصله زیادی دارد

اما آیا مجسمه‌های فنگ‌شویی واقعاً از پس انجام چنین كارهایی بر می‌آیند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش با حجت‌الاسلام و‌المسلمین حمیدرضا مظاهری‌سیف، رئیس مؤسسه بهداشت معنوی و مدیرگروه اخلاق و عرفان پژوهشگاه‌ باقرالعلوم (ع) گفت‌وگو می‌كنیم.
وی می‌گوید: «فنگ‌شویی» علم نیست، بلكه یك تطبیقی برای رویكردهای جهان و پدیده‌هایی كه در جهان و نحوه ارتباط‌‌شان با همدیگر است، فنگ‌شویی تفسیری از جهان، زندگی و جایگاه انسان در عالم و بعد مادی را مدنظر قرار می‌دهد و با قدمتی چندین هزار ساله جز باورهای چینی است، لذا دین نیست.

وی در خصوص اینكه باید با بررسی علمی و تجربی صحت یا سقم فنگ‌شویی معلوم شود، بیان می‌كند: در گام اول اگر این كاربری و توصیه‌های عملی تأیید شد، در گام دوم آن باید دید تفاسیری كه از آن ارائه می‌شود، صحیح است یا نه، هرچند كه تا كنون از نظر علمی فنگ‌شویی ثابت نشده است.
رئیس مؤسسه بهداشت معنوی با اخطار اینكه اگر در معرفی معارف اصیل اسلام زودتر اقدام نشوند، ناخودآگاه موارد دروغین جای آن را پر می‌كند، ادامه می‌دهد: در اینجاست كه نیاز به وحی و معصوم احساس می‌شود و هنگامی كه گفته شود به سرچشمه علم الهی متصل است، مردم به راحتی آن را می‌پذیرند، لذا اینكه فنگ‌شویی از خلال سال‌های گذشته به ما رسیده و اینكه چقدر تغییر و تحریف كرده، نمی‌شود به‌آن اعتماد كرد، اما چون نیازی را پاسخ می‌دهد، مردم از آن استقبال
می‌كنند.* فنگ‌شویی درصدد تكرار باورهای اسلامی در قالب دیگری است

«مجید ابهری» عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی در پاسخ به اینكه از منظر اسلامی باید چه رویكردی به فنگ‌شویی داشت، بیان می‌دارد: آثار مثبت محیط منظم، پاك و شاد بر روحیه انسان و رشد تعالی رفتار وی غیرقابل انكار است، با توجه به اینكه مكتب اسلام قبل از بروز پدیده فنگ‌شویی تأكیدات مكرری بر پاك بودن محیط زندگی، تنوع آن، ساده‌زیستی و رعایت تعادل چیدمان در زندگی دستورهای مؤكدی داشته و بر اساس فلسفه موجود در باور ما «دل هر ذره را كه بشكافی، آفتابیش در میان ‌بینی» تمام ذرات حیات به تعالی و تكامل در حركت هستند.
وی تبلیغ فنگ‌شویی به عنوان تاثیر مثبت بر خوشحالی و یا غم افراد را مسأله جدیدی نمی‌داند و می‌گوید: در واقع تكرار باورهای اسلامی در لباس و قالب دیگری است، شاد بودن محیط خانه در پاك بودن و ساده بودن زندگی است، ابزارهای تكنولوژی جز هزینه و زیان‌های متعدد بر اعصاب و جسم نتیجه دیگری ندارد، اخیراً زیان‌های امواج مایكروویو و رایانه كشف شده است؛ بنابراین، بعضی از افراد تصور می‌كنند، فنگ‌شویی یك مكتب جدید است، در حالی كه پاك نگه داشتن محیط زندگی و تغییرات چیدمانی در آنها استفاده از ابزار و وسایلی كه نیاز واقعی به آنها وجود دارد، خودداری از خرید و نگهداری از وسایلی كه مازاد و احتیاج است، یك‌هزار سال پیش توسط ائمه ـ علیهم‌السلام ـ مورد تأكید قرار گرفته است.

این پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی در خصوص تأثیر سمبل‌های فنگ‌شویی در افراد می‌گوید: از نظر آسیب‌شناسی رفتاری، استفاده از مجسمه‌های زشت و بدشكل در ضمیر ناخودآگاه افراد اثر منفی گذاشته و حتی ممكن است باعث شباهت جنین انسان به آنها شود؛ بنابراین، استفاده از این‌گونه اشیا یعنی مجسمه «سر سگ»، «قورباغه» یا «موش» در محیط خانه فقط باعث اضطراب و دلهره كودكان می‌شود و هیچ نفع دیگری ندارد.
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی علت پناه‌آوردن برخی از مردم به فنگ‌شویی را چنین بیان می‌كند: دور شدن از باورهای اصیل باعث پناه‌بردن به این گونه طلسم‌ها و خرافه‌ها می‌‌شود، مثل مهره خوشبختی، مجسمه گشایش بخت و یا عروسك آورنده خواستگار! این گونه باورها صدها سال است كه در جوامع منزوی شده است، نمی دانم چرا امروز عده‌ای تلاش می‌كنند، دوباره جوانان ما را با این گونه ابزار مشغول كنند؟! این بخشی از ناتوی فرهنگی است كه می‌خواهد بین باورهای اصیل اسلامی و جوانان فاصله ایجاد كنند.

* فنگ‌شویی نوعی از بت‌پرستی مدرن است

سیدكاظم موسوی، مدیر مؤسسه مطالعاتی روشنگر با اشاره به اینكه فنگ‌شویی از بطن اعتقادی بودا نشأت گرفته و نگاه الوهیتی ندارد، بیان می‌دارد: در واقع فنگ‌شویی بت‌پرستی مدرن است. در فنگ‌شویی ساده‌زیستی تبلیغ می‌شود، در حالی كه اسلام به ساده زیستی به عنوان اصلی اساسی نگاه كرده است، به طوری كه ساده‌زیستی در سیره عملی رسول اكرم ـ صلی‌الله ‌‌علیه ‌و‌آله  ‌و‌سلم ـ و ائمه ـ علیهم‌السلام ـ به طور نمونه در ساده غذا خوردن، ساده لباس پوشیدن، ساده معاشرت كردن با مردم به وضوح دیده ‌می‌شود.
وی فنگ‌شویی را ‌وصله ناچسب می‌داند و می‌گوید: جریان فنگ‌شویی یك نوع تضاد با اسلام دارد، بنابراین محققان و اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی باید در خصوص عوامل انحرافی، آگاهی لازم را به مردم بدهند و در تعامل با مردم كوشا باشند و با بیان زیبایی‌ها همراه با آیات قرآن و روایات، اسلام ناب محمدی را به مردم بیشتر بشناسند و جامعه را در برابر ناتوی فرهنگی واكسینه كنند.

* ضرورت تقویت توكل به خدا و توسل به ائمه اطهار (ع)

توجه به این نكته كه فنگ‌شویی آرام آرام در محیط اجتماعی و اعتقادی مردم دام می‌گستراند و محققان دینی باید با معرفی صحیح آن به مردم در پیشگیری هر چه بیشتر آن كوشا باشند، چرا كه فراروی فنگ‌شویی چیزی جز فاصله گرفتن انسان از مبدأ هستی و كم‌شدن توكل در زندگی به چشم نمی‌خورد. انسانی كه از صبح تا شب خود را اسیر چندین نماد فلزی و چوبی و سنگی كند، چه رهاوردی را برای خود به ارمغان خواهد آورد؟ به راستی انسان مسلمان، پروردگار عالم را در كجای قلب خویش جای داده است؟!
بیاییم با دوری از شرك ظاهری و خفی، با تقویت توكل و توسل خویش به خداوند متعال و ائمه معصومین علیهم‌السلام ـ‌ كه رابطه فیض الهی هستند ‌ـ معنای صحیح زندگی را درك كنیم و با افزایش رابطه خود با خالق هستی، دنیا را به خاطر او به تسخیر درآوریم.

منبع: خبرگزاری فارس


برچسب ها : فنگ شویی ,  بت پرستی مدرن , 

موضوع : فرقه های ضاله , 
ارسال شده در یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ساعت 12:45 ب.ظ توسط بسیحی مجازی


ابن تیمیّه بنیانگذار فكرى وهّابیّت است وی در سال 661 ق( الدرر الكامنة، ج 1، ص 144)پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان از توابع شام به دنیا آمد، و تحصیلات اولیّه را در آن سرزمین به پایان برد. پس از حمله مغول به اطراف شام به همراه خانواده اش به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزید.در سال 698 هـ ق، به تدریج آثار انحراف در وى ظاهر شد، خصوصاً به هنگام تفسیر آیه شریفه (الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى )( طه: 5)
در شهر حماة ( یكصدو پنجاه كیلومترى شهر دمشق) براى خداوند تبارك وتعالى جایگاهى در فراز آسمانها كه بر تخت سلطنت تكیه زده است، تعیین كرد.
( او در كتاب العقیدة الحمویّة: 429 مى گوید: إنّ اللّه تعالى فوق كلّ شیء وعلى كلّ شیء وأنّه فوق العرش وأنّه فوق السماء ... ).
این تفسیر مخالف آیات قرآن چون: (لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ ) ( شورى/ 11. )و (وَ لَمْ یَكُن لَّهُو كُفُوًا أَحَدُ )( إخلاص: 4)مى باشد كه خداوند را از هر گونه تشبیه به صفات مخلوقات باز داشته است.
انتشار افكار باطل «ابن تیمیّه» در دمشق و اطراف آن غوغایى به پا كرد، گروهى از فقهاء علیه او قیام كرده و از جلال الدین حنفى قاضى وقت محاكمه وى را خواستار شدند، ولى وى از حضور در دادگاه امتناع ورزید.

«ابن تیمیّه» همواره با آراء خلاف خود افكار عمومى را متشنّج، و معتقدات عمومى را جریحه دار مى كرد، تا اینكه درهشتم رجب سال 705 هـ ق، قضات شهر همراه با وى در قصر نائب السلطنه حاضر شدند، و كتاب «الواسطیّة» وى قرائت شد، پس از دو جلسه مناظره با «كمال الدین زملكانى» و اثبات انحراف فكرى و عقیدتى «ابن تیمیّه» او را به مصر تبعید كردند.
در آنجا نیز بخاطر نشر اندیشه هاى انحرافی توسّط «ابن محلوف مالكى» قاضى وقت به زندان محكوم گشت، و سپس در 23 ربیع الأوّل سال 707 هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى بخاطر پافشارى بر نشر عقاید باطلش، قاضى «بدر الدین» وى را محاكمه كرد و احساس نمود كه وى در قضیّه توسل به پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) ادب را نسبت به حضرت رعایت نمى كند، بنابر این او را روانه زندان كرد( البدایة والنهایة: 14/47)

عاقبت در سال 708 هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى فعّالیّت مجدّد وى باعث شد كه آخر ماه صفر سال 709 هـ ق، به اسكندریّه مصر تبعید شود، و پس از هشت ماه به قاهره بازگردد.
ابن كثیر مى نویسد: 22 رجب سال 720 هـ ق، ابن تیمیه به دار السعاده احضار شد، و قضات و مفتیان مذاهب اسلامى (حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى) او را به خاطر فتاواى خلاف مذاهب اسلامى مذمّت و به زندان محكوم كردند، تا اینكه در دوّم محرّم سال 721 هـ ق، از زندان آزاد گردید. (البدایة والنهایة، ج 14، ص 111، وقائع سنة سبعمائة وستة وعشرین)
ابن حجر عسقلانى مى نویسد: ابن تیمیه را جهت محاكمه نزد قاضى مالكى بردند ولى در برابر پرسشهاى قاضى، پاسخ نداد و گفت: این قاضى با من عداوت دارد و هرچه قاضى اصرار ورزید، ولى ابن تیمیه از هرگونه پاسخ استنكاف كرد، آنگاه قاضى دستور داد وى را در قلعه اى حبس كردند.

وقتى به قاضى خبر رسید كه برخى از افراد نزد ابن تیمیه، رفت و آمد مى كنند، گفت: اگر به خاطر كفرى كه از وى ثابت شده، كشته نشود، باید نسبت به وى سخت گیرى شود، آنگاه دستور داد وى را به زندان انفرادى انتقال دادند.
پس از آن كه قاضى به شهر خویش برگشت در دمشق اعلان عمومى كردند: «من اعتقد عقیدة ابن تیمیّة حلّ دمه وماله، خصوصاً الحنابلة». هر كس عقاید «ابن تیمیّه» را داشته باشد ـ بویژه حنبلى ها ـ خون و مالش حلال است.
و این اعلامیه توسط یكى از علماى بزرگ اهل سنت، شهاب محمود در مسجد جامع دمشق قرائت شد، كه به دنبال آن حنبلى ها و افراد دیگرى كه در معرض اتهام بودند، جمع شدند و اعلام كردند كه با به مذهب و عقیده امام شافعى هستیم(الدرر الكامنة، ج 1، ص 147).
پس از وی مسلک و آیین وی را شیخ محمد فرزند «عبدالوهاب» نجدی که این نسبت برگرفته از نام پدر او «عبدالوهاب» است بنیانگذاری کرد و به نام مسلک وهابیت شناخته شد. به گفته برخی از دانشمندان، این که این مسلک را به نام خود شیخ محمد نسبت نداده و «محمدیه» نگفته‏اند، این است که مبادا پیروان این مذهب نوعی شرکت با نام پیامبر - ص - پیدا بکنند(دائره المعارف فرید وجدی، ج 10، ص 871، به نقل از مجله المقتطف ج 27، ص 893) و از این نسبت سوء استفاده نمایند.
محمّد بن عبدالوهاب در سال 1115 ه. ق. در شهر «عُیَینَه» از شهرهای «نجد» چشم به دنیا گشود. پدرش در آن شهر قاضی بود. شیخ از کودکی به مطالعه کتب تفسیر، حدیث و عقاید، سخت علاقه داشت و فقه حنبلی را نزد پدرش که از علمای حنبلی بود، آموخت. وی از آغاز جوانی بسیاری از اعمال مذهبی مردم «نجد» را زشت می‏شمرد. در سفری که به زیارت خانه خدا رفت بعد از انجام مناسک، به مدینه رهسپار شد، در آنجا توسل مردم به پیامبر را، در نزد قبر آن حضرت، ناپسند شمرد. سپس به نجد مراجعت نمود و از آنجا به بصره رفت به این قصد که از بصره به شام رود، مدتی در بصره ماند و با بسیاری از اعمال مردم به مخالفت پرداخت، لیکن مردم بصره وی را از شهر خود بیرون راندند. در راه میان شهرهای بصره و زبیر نزدیک بود از شدت گرما، تشنگی و پیاده روی هلاک شود، امّا مردی از اهل زبیر چون او را در لباس روحانیت اهل سنت دید در نجاتش کوشید، جرعه‏ای آب به او نوشانید و بر مرکبی سوار کرد و به شهر زبیر برد. وی می‏خواست از زبیر به شام سفر کند ولی چون توشه و خرج سفر به قدر کافی نداشت، رهسپار شهر اَحسا شد و از آنجا آهنگ شهر حریمله از شهرهای نجد را نمود.

در این هنگام که سال 1139 بود، پدرش عبدالوهاب از عُیَینه به حریمله انتقال یافته بود. شیخ محمد، ملازم پدر شد و کتابهایی را نزد او فرا گرفت و به انکار عقاید مردم نجد پرداخت به این مناسبت میان او و پدرش نزاع و جدال درگرفت. همچنین بین او و مردم نجد منازعات سختی رخ داد و این امر چند سال دوام یافت تا این که در سال 1153 پدرش شیخ عبدالوهاب از دنیا رفت.
شیخ محمد پس از مرگ پدر به اظهار عقاید خود و انکار قسمتی از اعمال مذهبی مردم پرداخت. جمعی از مردم حریمله از او پیروی کردند و کارش شهرت یافت. وی از شهر حریمله به شهر عیینه رفت. رئیس عیینه در آن روزگار عثمان بن حمد بود. عثمان او را گرامی داشت و در نظر گرفت یاری‏اش کند. شیخ محمد نیز در مقابل اظهار امیدواری کرد که همه اهل نجد از عثمان ابن حمد اطاعت کنند. خبر دعوت شیخ محمد و کارهای او به امیر أحسا رسید. وی نامه‏ای برای عثمان نوشت و نتیجه‏اش این شد که عثمان شیخ را نزد خود خواند. عذر او را خواست. شیخ محمد به او گفت: اگر مرا یاری کنی تمام نجد را مالک می‏شوی. اما عثمان از او اعراض کرد و از شهر عیینه بیرونش راند.

شیخ محمد در سال 1160 پس از آن که از عیینه بیرون رانده شد، رهسپار درعیه از شهرهای معروف نجد گردید. در آن دوران امیر درعیه محمد ابن مسعود (جد آل سعود) بود. وی به دیدن شیخ رفت و عزّت و نیکی را به او مژده داد. شیخ نیز قدرت و غلبه بر همه بلاد نجد را به وی بشارت داد و بدین ترتیب ارتباط میان شیخ محمد و آل سعود آغاز گردید.
در روزگاری که شیخ محمد به درعیّه آمد و با محمد بن سعود توافق کرد، مردم آنجا در نهایت تنگدستی و احتیاج بودند.
از بزرگترین نقاط ضعف برنامه زندگی شیخ همین است که با مسلمانانی که از عقاید کذایی او پیروی نمی‏کردند، معامله «کافر حربی!» می‏کرد و برای جان و ناموس آنان ارزشی قائل نبود.
کوتاه سخن این که «محمد بن عبدالوهاب» به توحید دعوت می‏کرد، اما توحید غلطی که او می‏گفت. هر کس می‏پذیرفت خون و مالش سالم می‏ماند و گرنه مانند کفار حربی حلال و مباح بود.
جنگهایی که وهابیان در نجد و خارج آن؛ مانند یمن، حجاز، اطراف سوریه و عراق می‏کردند، بر همین پایه بود. هر شهری که با جنگ و غلبه بر آن دست می‏یافتند بر ایشان حلال بود. اگر می‏توانستند آن را جزو متصرفات و املاک خود قرار می‏دادند و الاّ به غنایمی که به دست آورده بودند اکتفا می‏کردند.(جزیره العرب فی قرن العشرین، ص 341)

کسانی که با عقاید او موافقت می‏کردند و دعوت او را می‏پذیرفتند، باید با او بیعت نمایند و اگر کسانی به مقابله برخیزند باید کشته شوند و اموالشان تقسیم گردد. طبق این رویه؛ مثلاً از اهالی یک قریه به نام «فصول» در شهر أحسا سیصد مرد را به قتل رسانیدند و اموالشان را به غارت بردند.(تاریخ المملکه العربیه السعودیه، ج 1، ص 51)
محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 درگذشت(در تاریخ تولد و فوت شیخ غیر از 1206-1115 اقوال دیگری هم هست)
اما در مورد وهابیت و قرآن باید گفت آنان تنها به ظواهر قرآن اعتقاد دارند و هرگونه تاویل و تفسیری که برخلاف ظاهر قرآن باشد را رد می کنند لذا گرفتار بسیاری از مسائل کفر آمیز مانند تجسیم خدا شده اند.



برچسب ها : فرقه های ضاله ,  وهابیت ,  ابن تیمیه ,  گروهان عمار , 

موضوع : فرقه های ضاله , 
ارسال شده در یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 ساعت 12:44 ب.ظ توسط بسیحی مجازی

فرقه وهابیت ریشه در تفکر "سلفى" دارد که معتقد به بازگشت به شیوه علماى سلف و بازنگرى در اساس دین و پیراستن آن از بدعتها و مواردى است که بعدها به نام دین بر دین تحمیل شد، و نشان دادن توحید واقعى و اصیل و ناب مى باشد.
تاریخ تفکر سلفى به چند برهه تقسیم مى شود که برهه اول از آن چهره یابى چون مالک ابن انس و سفیان ثورى و برخى دیگر از محدثینى قرون اولیه مى باشد که در ادامه تجسم کامل آن را در شخصیت احمدبن حنبل مى توان یافت که پیشواى تمام وهابیون فعلى مى باشد. ارکان اساسى این تفکر را موارد زیر تشکیل مى دهند:
1- عدم دخالت عقل در نقل و اتکاء به ظواهر آیات در روایت و طرد هر گونه مباحث عقلى و کلامى به عنوان بدعت از جمله نتایج این نحوه تفکر افتاده به دامن "تجسیم" و "تشبیه" بوده است که بر حسب ظاهر بعضى آیات براى خداوند صفات جسمانى تأمل گردیده اند.
2- اخبارگرى و حدیث گرایى افراطى بدین معنى که هر گونه حدیثى را معتبر دانسته و آن را ملاک عمل قرار مى دادند و توجهى به درجه اعتبار احادیث نداشتند.
3- متابعت کامل از شیوه سلف حتى در امور جارى زندگى و ردّ هر گونه مغایرت با آن سیره تحت عنوان بدعت.
این شیوه از تفکر به تدریج با ورود اشاعره به آن و همزمان وارد کردن عناصر عقلانى و کلامى به آن کمى از مسیر اولیه خویش منحرف گردید تا مجدداً در قرن هشتم هجرى قمرى ابن تیمیّه دمشقى مجدداً به احیاء مکتب احمدبن حنبل قیام کرد و به تقویت اساسى آن پرداخت. پس از او شاگردش "ابن تیّم جوزى" ادامه دهنده راه او شد و از آنجا که عقاید ایشان توسط جمع کثیرى از مسلمین قابل تحمّل نبود مجدداً این تفکر در عزلت قرار گرفت تا مجدداً محمدبن عبدالوهاب با تأسیس فرقه وهابى در قرن دوازدهم هجرى قمرى به احیاء آن همت گماشت. لذا تفکر فعلى وهابیت که با پشتوانه سیاسى و نظامى قابلیت طرح مجدد یافته است بیش از همه متکى به آراء و نظرات "ابن تیمیّه" مى باشد. این فرقه به زعم خود به شناسایى بدعتهایى که در دین وارد شده و در اسلام ناب سابقه نداشته، پرداخت و کمر همت براى مبارزه با آنان بسته است.

نتیجه گیرى:
نتیجه نهایى این تحقیق آن است که وهابیون با درک نادرست از مفهوم بدعت و شرک سایر فرقه مسلمین را مطرود دانسته و اعمال آنها را تخطئه مى کنند و حال آنکه خود به اعمالى روى آورده اند که کاملا بدعت محسوب شده و تخلف از سیره قطعى پیامبر (ص) و اولیاء الهى مى باشد و همانطور که در طول تاریخ نیز نشان داده شده، اگر نبود پشتوانه سیاسى این فرقه، این تفکرات در میان جوامع اسلامى هیچگونه جایگاهى نداشتند.
 



برچسب ها : وهابیت ,  تاریخچه وهابیت , 

موضوع : فرقه های ضاله ,