جوانان عمار
فدائیان امام خامنه ای
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

جستجو


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی

.



منجی موعود

برای دریافت کد کلیک کنید.

پایگاه اینترنتی كمیل

پاتوق عمارها

پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم

سایت رسمی سربازان اسلام; www.sarbazaneislam.com

مدافعان حرم

ابر برچسب ها
ارسال شده در دوشنبه 3 فروردین 1394 ساعت 10:15 ب.ظ توسط بسیحی مجازی
افسران -  دفن شبانه حضرت زهرا(س) چرا؟؟؟؟؟

برچسب ها : عکس ,  مادر ,  ظهور ,  شیعه ,  یمن , 
ارسال شده در چهارشنبه 19 آذر 1393 ساعت 08:47 ب.ظ توسط بسیحی مجازی

 یکی از کوچه‌های‌ حاشیه‌ای رباط‌کریم مقصد ما بود تا به دیدار «هاجر میرشکار» مادر جانباز اعصاب و روان «مهرداد امینی» برویم. در یک صبح سرد پاییزی و دقیقا همان ساعاتی که مردم کم کم برای کار روزانه گرم می‌شدند و هر کسی سرگرم گرفتاری‌های خود بود، خیابان فدائیان ما را به کوچه‌ای رساند که خانه‌های نوسازی داشت اما خیلی از زمین‌هایش خالی افتاده بود و به خوبی حس و حال حاشیه یک شهر اقماری را القا می‌کرد.
 

مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم


خانم میرشکار سفره صبحانه را هم پهن کرده بود اما مگر می شد پای دردهای این مادر نشست و صبحانه هم خورد؟! مادری که برای گذران زندگی خود و فرزند جانبازش مجبور بود با سنی بالای 60 سال، به خانه این و آن برود و کار کند! دستش را رد نکردیم و بیسکویتی را به زور استکانی چای پایین دادیم.

مهرداد امینی در روزهای گرم و سوزان جنگ، با خانواده اش در اهواز زندگی می کرد و وقتی خودش را شناخت و توانست اسلحه به دست بگیرد به یگان های رزمی رفت و شد رزمنده‌ای پا به کار که به خاطر جنوبی بودنش به درد کارهای اطلاعات – عملیات می خورد.

مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم


خانواده امینی هم در زیر بمباران‌های دشمن اهواز را ترک نکردند و بعضی مواقع که فشار جنگ زیاد می شد، به روستاهای اطراف اهواز می رفتند. اما در این روزها هم مهرداد به جبهه می رفت.

حالا مهرداد، جانباز است و از ناحیه اعصاب و روان رنج می‌برد. به او که شب و روزش یکی شده و مدام نماز می‌خواند و عبادت می‌کند، فقط 25 درصد جانبازی داده‌اند و این یعنی کمترین امکانات برای جانبازی که به خاطر جانبازی اش نتوانست ازدواج کند و حالا حتی مادر هم برای نگهداری او مجبور به کارگری در خانه‌های مردم است! البته خودش می گوید که کم خونی دارد و دیگر حتی نمی تواند کارگری کند...

مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم
مهرداد امینی سمت چپ تصویر دیده می شود


خانم میرشکار می‌گوید حتی وقتی که دست مهرداد در جنگ آسیب دید و به بیمارستانی در مشهد منتقل شد، هزینه جراحی‌اش را ما دادیم چون هیچگونه بیمه‌ای نداشت. نزدیک بود دست مهرداد از کار بیفتد اما کم کم، عصب‌هایش به هم متصل و خوب شد.

مادر مهرداد به یک بیماری صعب العلاج مبتلا شد اما به لطف خدا بعد از گذراندن دوران شیمی درمانی بهبود یافت اما چیزی نگذشته بود که به عمل جراحی باز قلب، نیاز پیدا کرد و بعد از آن بود که پزشکان به او امر کردند که به خوزستان برنگردد و در تهران زندگی کند اما او که شوهر را با بیماری دیابت و یکی از پسرانش را با بیماری نامعلوم از دست داده بود، توانست در حاشیه رباط‌کریم خانه‌ای را برای خود و فرزند جانبازش دست و پا کند.

مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم


دیدار با جانباز مهرداد امینی برای ما میسر نشد، چون روز قبل از دیدار ما، خانم میرشکار، مهرداد را به بیمارستان‌های مختلفی برده بود اما هیچکدام حاضر به پذیرش نشده بودند تا اینکه یکی از بیمارستان‌های روانپزشکی به خاطر سوابق درمانی مهرداد در آن بیمارستان، حاضر به بستری او شد. از مهرداد فقط عکسی به دیوار بود که جوانی پر انرژی را نشان می‌داد. جوانی زیبا‌رو با چهره‌ای دلنشین که حالا احتمالا با غم و دردهایش حتما چروکیده و تکیده شده است.

مادر، حالا فقط می‌خواهد که پسرش زودتر از این همه درد و رنج رها شود. شاید او در دلش به رفتن پسرش هم راحت باشد و وقتی هشدار پزشکان درباره ازدواج مهرداد را می‌گوید، نفسی با آه می‌کشد که قلب هر شنونده ای را به درد می آورد.

مادری که برای مخارج جانبازش مجبور به کارگری است!+عکس و فیلم
وسائل ناچیز آشپزخانه که دوستان و آشنایان به خانم میرشکار داده اند


ما کمتر از یک ساعت مهمان این مادر رنجدیده بودیم و شاید بیشترین درخواست او، حل شدن مشکلاتش برای بستری فرزند جانباز و امرار معاش اوست. خواسته‌هایی که می‌تواند عرق شرم را بر پیشانی هر مسئول و خواننده این گزارش بنشاند. خانم میرشکار حالا بعد از گذشت سال‌ها از اتمام جنگ، دیگر توانایی جنگیدن با مشکلات برای زنده ماندن فرزندش را ندارد.



 


برچسب ها : جانبازان ,  مادر ,  ایپارگر ,  بیمار ,  ازدواج ,  عکس ,  رباط کریم , 
ارسال شده در یکشنبه 25 آبان 1393 ساعت 07:20 ب.ظ توسط بسیحی مجازی

خرجش یک دفتر 2700 تومنی و یک ساعت وقت گذاشتن بود. جلد بعضی از دفترهای سینا و ثنا و ثمین، طلقی است و از طرفی طرحهای مفهومی و زیبایی هم دارد. برای محو کردن چهره بن تن از پشت لباس، جلد یکی از دفترهای سینا را قیچی کردم و عکس سینا را از آن وسط درآوردم و روی عکس بنتن دوختم و شد این که می بینید.


.




برچسب ها : سبزوار ,  مادر ,  ثناو ثمین ,  پسر ,  لباس ,  شلوار ,  پوشش اسلامی , 
ارسال شده در یکشنبه 10 فروردین 1393 ساعت 11:59 ب.ظ توسط بسیحی مجازی
افسران - مادر "سجاد زوهانی"منتظر فرزندش .....یکی از سربازان ربوده شده...

برچسب ها : مادر ,  سرباز ,  سجاد زوهانی ,  جوان , 
ارسال شده در سه شنبه 5 فروردین 1393 ساعت 10:09 ب.ظ توسط بسیحی مجازی
افسران - کوتاه و خواندنی...                                                                                           گفته شده است که علامه عالی مقام،علامه امینی با یکی از مفتی های سنی مقابل شد...
آن مفتی به ایشان گفت: آیا شما منکر فتوحات خلیفه دوم هستید؟ فرمودند:خیر...مفتی به شدت
خوشحال شد و گفت:احسنت...بالاخره اعتراف کردید...حالا خودتان فتوحات ایشان را با زبان خود بفرمایید.
ایشان فرمودند: اولین فتح خلیفه دوم در خانه ی مادر ما زهرا (س) بود که با لگد بر در خانه ای زد که
عزراییل بدون اجازه حضرتش وارد نشد!!!!!!!
فَبُهتَ الَّذی الکفر...آن شخص بهت زده علامه را نگاه می کرد و هیچ نگفت...یا زهرا(س)


برچسب ها : خلیفه دوم ,  مادر ,  قاطمیه ,  عکس ,  عمر ,  آیت الله ,  مفتی , 
ارسال شده در پنجشنبه 27 تیر 1392 ساعت 09:41 ب.ظ توسط بسیحی مجازی
رحلت حضرت خدیجه کبری «سلام علیها» تسلیت باد.

من آن كنیز خدایم كه یار طاهایم
منم كه مادر امّ الائمه زهرایم


به افتخار كنیزی مصطفی این بس
كه من شریك نبی در نشاط و غمهایم


خداست شاهد حالم كه من چه‏ها دیدم
اگر چه شاد ز یك عمر امتحانهایم


گهی به شعب ابی طالبم گواه بلا
گهی ستم كش اهل حجاز و بطحایم


اگر بهشت برین جایگاه شأن من است
برای اینكه به دنیا مطیع مولایم


 ز نیش طعنه ی نمّام‏های آل قریش
هنوز وارث درد و بلاست زهرایم


تمام هستی خود را به عشق بخشیدم
به عشق اینكه به بیت نبی است مأوایم


ولی چه زود شنیدم پس از من و احمد
حریم عشق بسوزد به دست اعدایم


ستم به فاطمه‏ام از قدیم عادت داشت
از آن زمان كه به دل بود انیس غمهایم


همیشه فاطمه می‏گفت از درون با من
كه من یگانه معین تو در بلاهایم


خدا گواه بسوزم از این كه در غم و درد
نبود سایه من بر سر تو، ای وایم


مرا كفن ز بهشت آید ای خدای حسین
 اگر چه مادر آن بی كفن به صحرایم.



اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم


برچسب ها : شیعه ,  رمضان ,  همسر پیامبر ,  مادر ,  حضرت زهرا , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic